قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

شب تاریک

در شبى تاریک دو نفر یکى بالاى تخت ، و دیگرى پائین تخت خوابیده بود. او که بالاى تخت بود، روى دوستش افتاد.
دوستش پرسید: این چى بود، افتاد ؟
گفت : چیزى نبود لباسهایم بود.
پرسید: پس چرا اینقدر سنگین بود؟
گفت : چون من هم داخل لباسها بودم .