X
تبلیغات
زولا

شب احیا

لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا...

نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود....

انقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن...

صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلصنا من النارشون تو کل محل پیچیده بود...

اومدم برم تو مسجد

 دیدم یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه....

یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم

هیچکی ازش حتی یه فالم نمیخرید ...

بی اعتنا از کنارش رد میشدن....

  

رفتم جلو

 گفتم خوبی: گفت مرسی...

گفت عمو یه آدامس ازم میخری؟؟؟

دست کردم تو جیبم

 فهمیدم کیف پولم رو تو خونه جا گذاشتم.‌‌...

گفتم چشم میرم خونه کیفم رو میارم ازت میخرم...

گفت عمو تو میدونی الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب یعنی چی؟؟؟

آخه امشب همه همین جمله رو میگن...

گفتم یعنی خدایا پناهم باش و من رو از آتیش جهنم دور کن...

گفت یعنی جهنم گرمه؟؟؟

گفتم آره خیلی...

گفت یعنی از تو چادر ما هم گرم تره؟؟؟

گفتم چادر؟؟؟

گفت آره من و مادرم و خواهرم تو چادر زندگی میکنیم،ظهرا که آفتاب میزنه میسوزیم خیلی گرمه،خیلی ....

مادرم قلبش درد میکنه،گرمش که میشه بیشتر قلبش دردش میگیره...

سرم رو انداختم پایین...

اشکم دراومد....

گفت عمو یعنی من الان بگم خلصنا من النار

 خدا فقط من رو از آتیش جهنم دور میکنه؟؟

از گرما تو چادر دور نمیکنه؟؟؟

آخه من مامانم رو خیلی دوست دارم

چیزیش بشه من میمیرم...

میخواستم داد بزنم آهای ملت بی معرفت

این بچه اینجا نشسته شما یه بسته از آدامس ازش بخرید از گرمای تو چادر خلاص شه

 بعد شما قران بالا سرتون گرفتید و خلصنا من النار میگید

آهای ملت بی معرفت...

خلصنا من النار اینجاست،الهی العفو اینجا نشسته..‌‌

یه بسته آدامس بهم داد گفت بیا عمو این آدامس رو من بهت میدم چون تنها کسی بودی که حاضر شدی باهام صحبت کنی..‌

همینجوری اشک ریختم و رفتم سمت خونه و کیف پولم رو برداشتم و دوباره رفتم سمت مسجد....

اما هر چی گشتم دختر بچه نبود...

به آسمون نگاه کردم

چشام پر اشک شد...

گفتم الهی العفو...

الهی العفو...

الهی العفو..‌‌

خدایا من بی معرفت رو ببخش....

آدامس رو باز کردم و گذاشتم دهنم...

مزه درد میداد....

مزه بغض میداد....

مزه اشک میداد...

نظرات (1)
جواب شبهه ||
یکشنبه 13 خرداد 1397 ساعت 03:36 ب.ظ
پاسخ:

1- این روزها شکل وشمایل تکدی گری فرق کرده گاه این روش ‌ها چنان بدیع و نو هستند که هر قدر هم که محتاط باشیم، قادر به تشخیص صحت آن نیستیم و برای کمک کردن یا نکردن بر سر دو راهی می ‌مانیم.

2- یکی به بهانه بیماری فرزندش، یکی به بهانه ادای نذرش، دیگری به بهانه سرقت کیفش و آن یکی با حرفی دیگر می ‌خواهد از احساس ترحم شما برای رسیدن به وجه مورد نیازش به عنوان یک پل استفاده کند. به راستی چگونه می‌ شود با این همه نقاب، نیازمند واقعی را تشخیص داد؟

3- تکدی گری و اظهار ضعف و تظلّم در دین مبین اسلام امری ناشایست، شمرده شده و خداوند متعال راضی نیست که هیچ مومنی، برای امرار معاش خود، سر بار مردم باشد و با حالت ذلت از دیگران درخواست نماید.

4- از طرفی نیز در آیات قرآن کریم به ما سفارش شده که نیازمند را رد نکنیم؛ «وَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُوم‏» (۱۹/ ذاریات) و آنها را از راندن با خشنونت او برحذر می دارد: «وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (۱۰/ضحی)

از طرفی اسلام دین گدا پروری نیست

و واقعا انسان در شناسایی فقیر واقعی در این زمان حاضر ناتوان است.

خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى، نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کرد"

5- به طور کلی ما باید صدقات و کمک های خود را به دست نیازمند واقعی برسانیم.

از بین نیازمندان نیز، فقراء فامیل و وابستگان در اولویت قرار دارند و بعد از آن ها نیازمندان از همسایگان و سپس فقراء از غیر فامیل و آشنا.

6- البته در این بین کسانی نیز هستند که در جمله این سه گروه قرار نمی گیرند؛ مثل کسانی که در خیابان ها و یا در مسیر حرکت مردم ابراز نیاز می کنند.

7- در مورد کمک کردن به این افراد باید به یک نکته توجه داشت و آن این که:

گاهی تکدی گری برای بعضی از افراد شغل و عادت شده ، که در این صورت انسان می تواند از کمک به این گونه افراد خودداری کند. ولی گاهی عادت کردن فرد برای ما ثابت نیست،در این صورت بهتر است بدون افراط و زیاده روی به او کمک کنیم.

8- خداوند در قرآن طرز برخورد صریح با نیازمندان را در چنین شرائطى بیان مى ‏کند و مى‏ فرماید: "اگر از این نیازمندان به خاطر (نداشتن امکانات و ...) روى برگردانى، نباید این روى‏ گرداندن توأم با تحقیر و خشونت و بى ‏احترامى باشد، بلکه باید با گفتارى نرم و سنجیده و توأم با محبت با آنها برخورد کرد"

9- هیچیک از کارهای واجب ومستحب جای "الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب " گفتن را نمیگیرد

چرا که انسان موجودی ممکن الخطا است،ونفس انسان خواسته یا ناخواسته او را به ورطه گمراهی میبرد .

اظهار عجز وتضرع به پیشگاه الهی برای انسان گنه کار موجب بخشش او وبرای انسانهای پاک ومعصوم موجب افزودن درجات کمالی ایشان میگردد
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد